وقتی افبیآی دستگاههای بردلی هپنر، مدیر شرکتی که به کلاهبرداری در اوراق بهادار متهم شده بود، را ضبط کرد، مأموران در آنها سیویک سند از گونهای تازه یافتند. نه نامهی الکترونیکی بودند، نه یادداشت، نه مکاتبه با وکیلش. اینها گفتوگوهای او با یک سکوی هوش مصنوعیِ همگانی بود؛ جایی که راهبرد دفاعیاش را گسترده بود، استدلالهای موضوعی و حقوقیای را که میتوانست پیش بکشد سنجیده بود، و پیشبینی کرده بود دادستانی چه چیزی را به او نسبت خواهد داد. این گفتوگوها را پس از دریافت احضاریهی هیئت منصفهی عالی انجام داده بود، و بیآنکه وکیلش از او خواسته باشد.
در ۱۰ فوریه ۲۰۲۶، قاضی جد راکاف از دادگاه فدرال ناحیهی جنوبی نیویورک رأی داد که این اسناد مشمول هیچ حمایتی نیستند.
همان روز، هشتصد کیلومتر آنسوتر، دادگاه فدرال دیگری خلاف آن را رأی داد.
دو رأی، دو دکترین، یک حرکت
در پروندهی Warner v. Gilbarco ، دادگاه فدرال ناحیهی شرقی میشیگان از الزام خواهانی که بدون وکیل طرح دعوا کرده بود به ارائهی ردّ استفادهاش از ابزارهای هوش مصنوعی مولد در آمادهسازی پرونده خودداری کرد. استدلال در یک فرمول جا میگیرد: سکوهای هوش مصنوعی ابزارند، نه اشخاص. سپردن یک سند به یک ابزار به معنای افشای آن به طرف مقابل نیست. بنابراین حمایت از کار مقدماتی، آنچه حقوق آمریکا work product مینامد، برجا ماند.
در پروندهی United States v. Heppner که دلایل کتبی آن در ۱۷ فوریه منتشر شد، دادگاه نیویورک نتیجه گرفت که مبادلات متهم با سکو نه مشمول راز حرفهای وکیل است و نه مشمول حمایت از کار مقدماتی. دادگاه به شرایط عمومی سکو استناد کرد که در آن آمده ورودیها و خروجیها ممکن است نگهداری شوند، برای آموزش مدل به کار روند و به اشخاص ثالث از جمله مقامات عمومی داده شوند. کاربری که از این موضوع آگاه شده باشد نمیتوانست بهطور معقول انتظار محرمانگی داشته باشد.
هر دو نتیجه کاملاً قابل دفاعاند. راز وکیل به محض افشا به شخص ثالث، هر که باشد، از میان میرود. حمایت از کار مقدماتی تنها در صورت افشا به طرف مقابل از میان میرود. دو دکترین متمایز، یک حرکت واحد، دو نتیجهی متضاد.
آنچه هیچیک از این دو رأی بررسی نمیکند، فرضی است که هر دو در آن شریکاند. و همین فرض است که در برابر باقی حقوق تاب نمیآورد.
مقایسهای که کسی انجام نمیدهد
سپردن پروندههای موکلان به یک میزبان، بهخودیخود هرگز چشمپوشی از راز تلقی نشده است.
حال آنکه میزبان بیهیچ بحثی شخص ثالث است. اسناد را روی سختافزار خودش نگه میدارد. میتوان او را به ارائهی آنها ملزم کرد، و در چند حوزهی قضایی چنین شده است. با این همه هیچ کانون وکلا، هیچ دادگاه و هیچ نهاد نظارتی حرفهای از این نتیجه نگرفته است که توسل به یک سرویس میزبانی، راز را از بنیاد نابود میکند.
پس خط جدایی هرگز صرفِ حضور یک واسطهی فنی نبوده است. واسطه همیشه هست. پست نامه را میبرد. پیک پرونده را حمل میکند. اپراتور تماس را هدایت میکند. هر یک به معنای تحتاللفظی شخص ثالثاند، و هیچیک صرفاً با وجود خود راز را ساقط نمیکند.
آنچه میزبان را متمایز میکرد تنگتر و دقیقتر از چیزی بود که رویهی قضایی معمولاً بیان میکند. بدون خواندن ذخیره میکرد. از محتوا چیزی نمیتوانست استنباط کند. هیچ توانی برای دانستن آنچه در اختیار داشت نداشت.
آنچه از میزبان محافظت میکرد، جایگاه حقوقی او بهعنوان شخص ثالث نبود، بلکه ناتوانی فنی او از دانستن آن چیزی بود که نگه میداشت.
این معیار دو دهه است در سکوت کار میکند. کسی نیازی به نوشتنش نداشت، چون هنوز هیچ واسطهای آن را از کار نینداخته بود.
آنچه قضات واقعاً دربارهاش تصمیم میگیرند
همین که معیار بیان شود، آرای فوریه ماهیت خود را عوض میکنند.
دادگاهی که سپردن سند به هوش مصنوعی مولد را افشا به شخص ثالث میداند، قاعدهای کهنه را بر وقایعی تازه اعمال نمیکند. دارد تشخیص میدهد که این واسطهی مشخص مانند دیگران نیست. که بهجای ذخیره کردن، پردازش میکند. که درون آن چیزی رخ میدهد که درون یک دیسک سخت رخ نمیدهد.
دادگاه فدرال کانزاس بُعد عملی را بیپرده در پروندهی Jefferies v. Harcros Chemicals در ۲۵ مارس ۲۰۲۶ بیان کرد. این دادگاه قرار حفاظتی را به تمام اوراق پرونده، از جمله اوراق غیرمحرمانه، گسترش داد، به این دلیل که بازگرداندن یک داده پس از سپردن آن به یک ابزار هوش مصنوعی باز عملاً ناممکن است، چون آن داده برای آموزش مدل به کار رفته است. نگهداری یک سیاست تجاری قابل مذاکرهی دوباره نیست. ویژگی نحوهی کار سامانه است.
این آرا در کنار هم به معنای آن است که در واژگان حقوق ادله، توانی به رسمیت شناخته میشود که حقوق هرگز مجبور نبوده آن را به یک سرور نسبت دهد.
موضع فرانسه و آنچه معیارهایش مفروض میگیرند
روشنترین بیان نه از دادگاه، بلکه از مقررات حرفهای میآید.
شورای ملی کانونهای وکلای فرانسه، Conseil national des barreaux، در سپتامبر ۲۰۲۴ نخستین راهنمای عملی خود دربارهی هوش مصنوعی مولد را منتشر کرد و سپس در ۱۷ مارس ۲۰۲۶ راهنمایی دربارهی اخلاق حرفهای و هوش مصنوعی تصویب کرد . راهنمای نخست در نکتهی محوری قاطع است: وکیل نباید دادههای مشمول راز حرفهای را به یک سامانهی هوش مصنوعی مولد بدهد، و این هم دربارهی نام موکل صادق است و هم دربارهی هر اطلاع راهبردی یا محرمانه. بدیل پیشنهادی، کار بر مجموعهدادههای ناممستعارشده است که در آنها عناصر شناساییکننده جایگزین شدهاند.
تفسیر کارورزان از موضع فرانسه، بهویژه راهنمای تطبیقی بیکر مککنزی دربارهی راز حرفهای ، از آن چهار شرط تجمیعی استخراج میکند. راز تنها در صورتی از استفاده از ابزار هوش مصنوعی مولد جان به در میبرد که سکو محرمانگی کامل را حفظ کند، بدون استفادهی مجدد، آموزش یا دسترسی اشخاص ثالث؛ که منحصراً زیر نظر وکیل یا مؤسسه بهرهبرداری شود؛ که در خدمت هدفی حقوقی در چارچوب مأموریت مشاوره یا دفاع باشد؛ و که نتیجه بازتاب استدلال خود وکیل باشد نه پردازش خودمختار سامانه.
بر این شرط آخر ارزش درنگ هست.
برای آنکه راز پابرجا بماند، سامانه نباید پردازشی از آنِ خود افزوده باشد.
معیاری که با این عبارات نوشته شده تنها زمانی معنا دارد که سامانه را توانا بر افزودن پردازشی از آنِ خود بدانیم. کسی قاعدهای نمینویسد که ایجاب کند یک قفسهی پرونده دربارهی اوراقی که در خود دارد استدلال نکرده باشد. این شرط وجود دارد چون چیزی را نشانه میرود که یک قفسه نمیتواند انجامش دهد.
همین بهرسمیتشناختن ضمنی در توصیه به ناممستعارسازی هم نهفته است. جایگزینی عناصر شناساییکننده پیش از ارسال تنها در صورتی ضروری است که فرض کنیم سامانه در غیر این صورت میتواند آنها را به هم پیوند دهد، نگه دارد یا از آنها چیزی استنباط کند. یک حامل صرفاً ذخیرهساز چنین احتیاطی را اقتضا نمیکرد.
نخواستنِ خواندن، نتوانستنِ خواندن
اعتراضی بیدرنگ پیش میآید: میزبان را هم میتوان به ارائه ملزم کرد، پس چرا یک واسطه راز را ساقط میکند و دیگری نه؟
پاسخ در آییننامهی رفتار حرفهای الگوی CCBE است و دقیقتر از چیزی است که اعتراض فرض میکند. وکیل اروپایی باید از همکاران، کارکنان و هر شخصی که در ارائهی خدماتش از او بهره میگیرد بخواهد همان تکلیف محرمانگی را رعایت کند. تکلیف در طول زنجیره منتشر میشود.
میزبان را میتوان در این زنجیره گنجاند. قرارداد پردازش امضا میکند. تعهدات محرمانگی میپذیرد. میتوان او را ممیزی کرد و در صورت تخلف میتوان از او شکایت کرد. شخص ثالث ملزم است.
سکوی هوش مصنوعی مولدی که محتوای سپردهشده را نگه میدارد و بر آن آموزش میبیند به همان شیوه در زنجیره نمیگنجد، چون آنچه باید جلویش گرفته شود یک رفتار نیست بلکه یک معماری است. تعهد به آموزشندیدن بر دادههای ورودی، وعدهای دربارهی یک نیت است. در برابر ارائهدهنده قابل استناد است، اما آنچه را سامانه برای انجامش ساخته شده تغییر نمیدهد، و از بیرون قابل راستیآزمایی نیست.
تمام فاصله میان ارائهدهندهای که نمیخواهد بخواند و ارائهدهندهای که نمیتواند بخواند همین است. تنها دومی از تغییر سهامدار، بازنگری شرایط عمومی یا دستور قضایی جان سالم به در میبرد. دقیقاً همین سازوکار را در بحث تعارض میان Data Act و CLOUD Act بررسی کردیم: یک تضمین حقوقی هرگز بیش از حوزهی قضاییای که میزبانش است ارزش ندارد، حال آنکه ناممکنی فنی به هیچ حوزهای وابسته نیست.
نامتقارنی
اینجاست که تحلیل به جایی ناخوشایند میرسد.
همان نظم حقوقیای که وقتی پرسش دربارهی چشمپوشی از راز است میپذیرد توان پردازش را به رسمیت بشناسد، وقتی پرسش دربارهی مسئولیت است از بهرسمیتشناختن هر چیزی سر باز میزند.
شخصیت الکترونیکی را پارلمان اروپا در قطعنامهی ۱۶ فوریه ۲۰۱۷ دربارهی قواعد حقوق مدنی در زمینهی روباتیک ، در بند ۵۹، جزء و، پیشنهاد کرده بود. متن پیشنهاد میکرد که پیشرفتهترین روباتهای خودمختار در بلندمدت بتوانند جایگاهی بیابند که مسئول دانستنشان در برابر خساراتی که وارد میکنند ممکن شود. این پیشنهاد پس از آنکه نامهای سرگشاده با امضای چند صد کارشناس با آن مخالفت کرد کنار گذاشته شد. اعتراض اصلی آنان محکم بود: اعطای شخصیت به ماشینها وسیلهای میسازد که سازندگان بتوانند مسئولیتی را که از آنِ خودشان است از دوش خود بردارند.
پس موضع تثبیت شد. سامانهی خودمختاری که خسارت وارد میکند یک محصول است، یک ابزار، وسیلهی کسی که آن را به کار گرفته است. شخصیت حقوقی ندارد. مسئولیت به یک بازیگر انسانی یا یک شخص حقوقی بازمیگردد، و چارهای هم نیست، چون جای دیگری برای بازگرداندنش وجود ندارد.
این دو گزاره امروز همزمان کار میکنند.
یا سامانه توان دریافت یک اعلام به معنای حقوقی کلمه را دارد، و آنگاه توانش به رسمیت شناخته میشود تا موکلی از حمایتش محروم شود، و همزمان انکار میشود تا بار مسئولیت بر دوش هیچکس نیفتد. یا ابزار است، و سپردن سند به آن بیش از ذخیرهی یک فایل روی دیسک افشا نیست، و در آن صورت استدلال فوریه فرو میریزد.
بستر اروپایی این ناترازی را بهجای اصلاح، تشدید میکند. دستورالعمل مسئولیت در حوزهی هوش مصنوعی، که پسگرفتنش همان در برنامهی کاری کمیسیون در فوریه ۲۰۲۵ اعلام شده بود، در اکتبر ۲۰۲۵ رسماً کنار گذاشته شد . همان ابزاری بود که قرار بود دقیقاً همین دشواری را حل کند. آنچه میماند دستورالعمل بازنگریشدهی مسئولیت ناشی از محصولات معیوب است که اکنون نرمافزار و سامانههای هوش مصنوعی را در بر میگیرد، اما عیب، خسارت و رابطهی سببیت میطلبد، و از اشخاص حقیقی در برابر آسیب بدنی، خسارت مالی و از میان رفتن دادهها حمایت میکند. مهلت درونیسازی آن تازه ۹ دسامبر ۲۰۲۶ است، و تنها بر محصولاتی اعمال میشود که پس از این تاریخ به بازار عرضه شوند.
اعتراض قابل پیشبینی و پاسخ آن
خوانندهی دقیق پاسخ خواهد داد که حقوق بهطور معمول توانی را برای یک شیء میپذیرد و برای شیئی دیگر نه، بیآنکه این ناسازگاری باشد. یک حیوان میتواند بدون داشتن شخصیت خسارتی حقوقاً مربوط وارد کند. یک شرکت تجاری برای انعقاد قرارداد شخصیت دارد، اما نه برای همهی مقاصد در همهی نظامهای حقوقی. پس بهرسمیتشناختن توان پردازش برای مقاصد اثباتی هیچکس را ملزم نمیکند شخصیتی برای مقاصد مسئولیت به رسمیت بشناسد. پرسشهای متفاوت، پاسخهای متفاوت.
اعتراض جدی است، و اگر نامتقارنی در هر دو سو کار میکرد قاطع میبود.
اما تنها در یک سو کار میکند. آنجا که توان سامانه پذیرفته میشود، هزینه را موکلی میپردازد که حمایتش ناپدید میشود. آنجا که همان توان میتوانست به توزیع مسئولیت کمک کند، پیدا نمیشود. نتیجه همیشه به یک سمت میافتد.
نامتقارنیای که بهطور نظاممند به سود یک طرف است، یک تمایز دکترینی نیست. توزیع ریسک است، و باید همچون توزیع ریسک دربارهاش بحث شود.
این در عمل چه معنایی دارد
هیچیک از اینها نشان نمیدهد که حرفههای حقوقی باید این ابزارها را کنار بگذارند. متون حرفهای اروپایی هم چنین نمیگویند، و CCBE راهنمای خودش را در این موضوع منتشر کرده است.
آنچه نشان میدهد این است که پرسش تعیینکننده این نیست که یک مؤسسه کدام ابزار را برمیگزیند، بلکه این است که آن ابزار چه چیزی را نگه میدارد، و اینکه پاسخ به یک سیاست بازمیگردد یا به ویژگی طراحی. تعهد به نگهنداشتن را میتوان پس گرفت، از نو تفسیر کرد یا با تصمیم قضایی کنار گذاشت. معماریای که نگه نمیدارد چنین نمیتواند، چون چیزی برای ارائه نیست.
اسناد مرجع برای کسی که بخواهد موضوع را بررسی کند:
- راهنمای CCBE دربارهی استفادهی وکلا از هوش مصنوعی مولد ، منتشرشده در ۲ اکتبر ۲۰۲۵، که با یک راهنمای فنی در مارس ۲۰۲۶ تکمیل شد
- راهنمای اخلاق حرفهای شورای ملی کانونهای وکلای فرانسه مورخ ۱۷ مارس ۲۰۲۶، که اصول کلاسیک راز و استقلال را اعمال میکند بیآنکه حقوق ویژهای برای هوش مصنوعی بسازد
- راهنمای تطبیقی بیکر مککنزی ، مفید برای سنجش فاصله میان نظامهای ملی
زاویهای که Arpokrat دنبال میکند
این استدلال بسیار فراتر از دفاتر وکالت میرود. دربارهی هر رابطهای صادق است که در آن کسی اطلاعاتی را به سامانهای میسپارد که نمیخواهد دوباره سر برآورد، و به یک پرسش فرو میکاهد: تضمین بر یک وعده استوار است یا بر یک ناممکنی؟
این همان اصلی است که طراحی Arpokrat Messenger را هدایت میکند. هویت بهصورت محلی از کلیدهای رمزنگاری ساخته میشود، بدون شمارهی تلفن و بدون نشانی رایانامه، و کلیدهای خصوصی هرگز دستگاه را ترک نمیکنند. این انتخاب تعهد به بهرهنبردن از یک فهرست کاربران نیست. انتخاب بهوجودنیاوردن چنین فهرستی است. درخواستی که به زیرساختی فرستاده شود که آن اطلاعات را در اختیار ندارد، امتناع تولید نمیکند، خلأ تولید میکند.
ارزش دارد این تفاوت صادقانه طرح شود، چون همهچیز را تعیین میکند. یک سیاست حریم خصوصی، حتی صادقانه و حتی خوشنوشته، اعلام نیتی است متکی بر یک شرکت، بر سهامداران آن لحظهاش و بر حوزهی قضاییای که در آن مستقر است. این سه عنصر تغییر میکنند. معماریای که جمع نمیکند با تغییر یک هیئتمدیره تغییر نمیکند. همان جابهجاییای است که دربارهی جمعآوری امروز برای رمزگشایی فردا توصیف کردیم: خطر در لحظهی وعدهدادن نیست، در لحظهای است که کس دیگری تصمیم میگیرد.
حقوق برای درونیکردن این تمایز زمان میبرد، و بحث راز حرفهای معیار خوبی از آن به دست میدهد. دربارهی حمایت از دادههای مکانی هم چنین است، جایی که بخش عمدهی ساختمان حقوقی به دسترسی به دادههایی میپردازد که وجودشان هرگز پرسیده نمیشود.
نتیجه
رویهی قضایی سرانجام تثبیت خواهد شد. دادگاههای تجدیدنظر اختلاف را حل خواهند کرد، نهادهای ناظر معیار منتشر خواهند کرد، مؤسسات قراردادهای وکالت و شروط خود را تنظیم خواهند کرد. در هیچیک از اینها تردیدی نیست.
اما پرسش بنیادی از این راه حل نخواهد شد، چون واقعاً دربارهی راز حرفهای نیست. دربارهی این امکان است که یک نظم حقوقی بپذیرد چیزی میداند، بیآنکه هرگز مجبور شود بگوید چه کسی پاسخگوی کاری است که آن چیز با این دانستن میکند.
تا وقتی این پرسش گشوده بماند، تنها متغیری که کاربر واقعاً بر آن مسلط است کیفیت تعهداتی نیست که به او میدهند. مقدار اطلاعاتی است که اجازه میدهد وجود داشته باشد.
این مقاله تحلیلی حقوقی و عمومی برای بحث ارائه میکند. نظر مشورتی یا مشاورهی حقوقی نیست.
منابع
- United States District Court for the Eastern District of Michigan, Warner v. Gilbarco Inc.، ۱۰ فوریه ۲۰۲۶، تحلیل Proskauer
- United States District Court for the Southern District of New York، United States v. Heppner ، ۱۰ فوریه ۲۰۲۶، دلایل کتبی ۱۷ فوریه ۲۰۲۶
- United States District Court for the District of Kansas، Jefferies et al. v. Harcros Chemicals Inc. et al. ، شمارهی 2:25-cv-02352، ۲۵ مارس ۲۰۲۶
- Conseil national des barreaux، شورای ملی کانونهای وکلا راهنمایی دربارهی اخلاق حرفهای و هوش مصنوعی تصویب میکند ، ۱۷ مارس ۲۰۲۶
- Baker McKenzie، Global Privilege and Professional Secrecy Guide, France, Artificial Intelligence
- CCBE، Model Code of Conduct for European Lawyers ، ۸ اکتبر ۲۰۲۱
- CCBE، Guide on the use of generative AI by lawyers ، ۲ اکتبر ۲۰۲۵
- پارلمان اروپا، قطعنامهی ۱۶ فوریه ۲۰۱۷ حاوی توصیههایی به کمیسیون دربارهی قواعد حقوق مدنی در زمینهی روباتیک ، 2015/2103(INL)
- Open Letter to the European Commission on Artificial Intelligence and Robotics
- EAPIL، European Commission Withdraws Two Proposals: Assignments of Claims Regulation and AI Liability Directive ، ۹ اکتبر ۲۰۲۵
- دستورالعمل (اتحادیهی اروپا) 2024/2853 مورخ ۲۳ اکتبر ۲۰۲۴ دربارهی مسئولیت ناشی از محصولات معیوب
